نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: نظرتون راجع به تایپیک...

رأی دهندگان
10. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • عالیه

    4 40.00%
  • بد نیست

    2 20.00%
  • معمولی بود

    0 0%
  • تخمیه

    4 40.00%
صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 68

تاپیک: ◄♥̉̉̉ツ چـــس نــــــــالـه هــــای یـــــک مـــغـز پــــــــریــودی ツ♥̉̉̉►

  1. #1
    عضو عادی midi_bokonam آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    73
    سپاس
    34
    9 بار در 5 پست تشکر شده

    ◄♥̉̉̉ツ چـــس نــــــــالـه هــــای یـــــک مـــغـز پــــــــریــودی ツ♥̉̉̉►

    ツツツツツツツツツツツツツツツツ ツツツツツツツツツツツツツツツ
    در تاپیکه ما رونق اگر نیست , پر از کس و شر است :دی
    ‏ツツツツツツツツツツツツツツツ ツツツツツツツツツツツツツツツツ
    دمــــ هــــمــه اونــــایـــی گــــــــرم کــ نـــــظــر مــیــــدن و نمــــــــره مــــــیدن و تــــــــشـــــکر مــــــیدن ؛ فــــقــطــ مــیــــدن و مــیـــدن ؛ دمــــــــشون گــــــــرمـــــــ ♥̉̉̉
    دمه همه اونایی تنور ک پست میزارن و همراهیم میکنن تا من هم با سر خوشیه بیشتر ادامه بدم
    اینجا اومدی باید شل کنی ;)
    کسایی ک میان اینجا اگه باهام حال نمیکنن اشکال نداره ؛ فقط بی زحمت شل کنید ما حال کنیم Smile !
    نخند ! دل ب کار بده !
    اونایی ک باهام حال نمیکنن همینجا بگن تا من باهاشون حال کنم :دی

  2. کاربران زیر برای این پست مفید از midi_bokonam تشکر کرده اند:

    divar1 (08-01-2014)

  3. #2
    عضو عادی midi_bokonam آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    73
    سپاس
    34
    9 بار در 5 پست تشکر شده
    یکی تعریف میکرد
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻣﺎﻩ از پادگان اومدم ، ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺧﻮﻧﻪ
ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﮐﺴﯽ ﻧﺒﻮﺩ ..
ﺍﺯ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻫﻤﻮﻥ ﻭﺳﻂ ﺣﺎﻝ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﻭ ﭼﺎﺩﺭ ﻧﻨـﻡ ﺭﻭ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﺭﻭﻡ . ﺗﺎﺯﻩ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺣﺲ ﮐﺮﺩﻡ
ﯾﮑﯽ ما روﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ !
ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ تا چشام گرم افتاد متوجه شدم "ﯾﮑﯽ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻧﺎﺯ ﭼﺎﺩﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﻡ ﻭﺭﺩﺍﺷﺖ ..
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺑﻮﺩ
ﻟﺨﺖِ ﻣﺎﺩﺭ ﺯﺍﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪ ﻣﻨﻮ ﺑﺎ ﻧﻨﻢ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ , ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ
الان سه ماهه مرخصی نگرفتم خونه نرفتم

  4. 4 کاربر زیر به خاطر این پست مفید از midi_bokonam تشکر کرده اند

    divar1 (08-01-2014), hosi88 (07-30-2014), samans18 (07-29-2014), طغیانگر (08-01-2014)

  5. #3
    عضو عادی midi_bokonam آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    73
    سپاس
    34
    9 بار در 5 پست تشکر شده
    نه من موسی هستم..
نه تو دریایی که سد راهِ من باشی..
ولی با "عصای 15 سانتی ام " ،
به راحتی از وسط باز میشوی...

  6. #4
    عضو عادی midi_bokonam آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    73
    سپاس
    34
    9 بار در 5 پست تشکر شده
    چند هفته پیش به ی دختره پیشنهاد دوستی دادم ! گفت باید بشینم روش فکر کنم !
    هنوز ازش خبری نشده ! مغزه پریودیم میگه 15 سانتی بهش ساخته و اینقد بهش حال داده نشسته روش و دیگه دلش نمیخواد بلند شه !:|

  7. #5
    عضو عادی midi_bokonam آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    73
    سپاس
    34
    9 بار در 5 پست تشکر شده
    ی روز با بتول باجی (( عرضم ب درزتون ک بتول باجی دوست دخترمه Lol )) مکان نشسته بودیم ؛ گفتم بتول باجی بیا آتش نشان بازی ! گفت چجوریه ؟
    گفتم من دستمو رو بدنت تکون میدم هرجا ک تو خواستی توقف کنم بگو چراغ قرمزه !
    بتول باجی گفت باشه ؛ خلاصه شروع کردم ب حرکت دادن ؛ بعد ۳ثانیه گفت ایست ؛ گفتم خفه شو دیوث ؛ ماشین آتش نشانی واسه چراغ قرمز وا نمیسته !
    خلاصه شما هم جای بتول باجیه ما ! لینگاشو دادم بالا ؛ چنان با جزبه زدم !

  8. #6
    عضو عادی midi_bokonam آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    73
    سپاس
    34
    9 بار در 5 پست تشکر شده
    دیشب خواب دیدم افتادم جهنم !
    همین بقل دست جهنم ی پرده زده بودن اونورش بهشت بود !
    سرمو کردم اونور تو بهشت ؛ گفتم خوار مادر خایه مالو گاییدم !
    هیچی دیه ؛ این نگهبانای جهنم خوار کسده ها اومدن ازین عصاهاشون ک سه تا شاخه دارن تا فی خالدون کرد تو کونه ما :|
    یکی بیاد بگه تعبیرش چیه

  9. #7
    عضو عادی midi_bokonam آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    73
    سپاس
    34
    9 بار در 5 پست تشکر شده
    ی روز بتول باجی گفت اگه من لبتو بخورم تو هم لبمو میخوری ؟
    گفتم نه ! شاکی شد زد زیره همه چی ک چرا ؟
    گفتم تخمه سگ شاید تو بخوای گوه بخوری ! منم باید بخورم ! :|
    البته اگه سینه سایز 75شو میگفت قضیه فرق میکرد

  10. #8
    عضو عادی midi_bokonam آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    73
    سپاس
    34
    9 بار در 5 پست تشکر شده
    ﻟﺮﻩ ﺳﻮﺍﺭ ﻗﻄﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﻪ
ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻔﺸﺎﺷﻮ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻩ
ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻫﻢ ﮐﻮﭘﻪ ﺍﯾﺶ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ﺍﯾﻨﻮ ﺍﻭﺳﮑﻞ ﮐﻨﻦ
ﻣﯿﺮﯾﻨﻦ ﺗﻮ ﮐﻔﺶ
ﺑﻌﺪ ﺑﯿﺪﺍﺭﺵ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻣﯿﮕﻦ ﺑﺮﻭ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﮕﯿﺮ ﺑﯿﺎﺭ
ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺮﻩ ﭼﺎﯾﯽ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭻ ﭼﯽ ﺑﻪ
ﺭﻭﺵ ﻧﻤﯿﺎﺭﻩ
ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﯿﺮﯾﻨﻦ ﺗﻮ ﮐﻔﺶ
ﺑﻌﺪ ﺑﯿﺪﺍﺭﺵ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻣﯿﮕﻦ ﺑﺮﻭ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﮕﯿﺮ ﺑﯿﺎﺭ
ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ
ﻟﺮﻩ ﺑﺎﺯﻡ ﻣﯿﺮﻩ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺭﻭﺵ ﻧﻤﯿﺎﺭﻩ
ﺍﯾﻨﺎ ﻧﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﻣﯿﺸﻦ
ﺑﻌﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻣﯿﮕﻦ ﯾﻪ ﮐﻢ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯿﻢ ﻃﺮﻓﻮ
ﺑﺰﺍﺭﯾﻢ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﺑﺨﻨﺪﯾﻢ
ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﻨﮓ ﻋﺮﺍﻕ ﻭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﺤﺚ
ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﮕﻦ ﻧﻈﺮ ﺗﻮ ﭼﯿﻪ؟
ﻣﯿﮕﻪ : ﺁﺭﻩ ﺩﻧﯿﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺍﻣﻦ ﺷﺪﻩ
ﻋﺮﺍﻕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﻧﻪ ...... ﺁﻣﺮﯼﮐﺎ ﻋﺮﺍﻕ ﺭﻭ
ﻣﯿﺰﻧﻪ ......... ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﻧﻪ ............
ﺷﻤﺎ ﻣﯿﺮﯾﻨﯿﻦ ﺗـﻮﻭ ﮐﻔﺶ ﻣﻦ ......... ﻣﻦ ﻣﯿﺸﺎﺷﻢ
ﻣﯿﺪﻡ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﻦ

  11. #9
    عضو عادی midi_bokonam آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    73
    سپاس
    34
    9 بار در 5 پست تشکر شده
    غضنفر سیبیلاش خیلی قشنگ بوده،دختره بهش میگه :میشه یه تارشوبه من بدی؟
    غضنفر دست میکنه شلوارش، یه مومیکنه میده بهش!
    دختره میگه من موی سیبیلتو میخواستم
    غضنفر میگه:به ویترین که دست نمیزنن ازانباربرات آوردم.

  12. #10
    عضو عادی midi_bokonam آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    73
    سپاس
    34
    9 بار در 5 پست تشکر شده
    میگن وبا اومده !
    هرکی گیرش آورد ازش بپرسه چی چی آورده ! بعد از طرفه من ی دله سیر بکنیدش !
    خوار کسده ب من جواب سر بالا داد !

کلمات کلیدی این تاپیک

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمی‌توانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمی‌توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •