rabert (12-04-2012)
rabert (12-04-2012)
سلام من رابرت هستم میخوام یه خاطره خودمو که اولین خاطره سکسم با زن مستاجرمون بود که اسمش مهین خانم بود و اون زمان من 16 سالم بو و مهین خدا بیامرزتش 50 سالش بودو
براتون تعریف کنم
( این یه داستان کاملا واقعییه و خیال پردازی و توهم نیست )
یه روز مادرم و مهین خانم تو حیاط دعواشون شد ( ما همیشه تو دستشویی که تو حیاط بود یه چوب میزاشتیم ) که مادرم با چوبی
که توی دستشئویی بود محکم زد به کون مهین خانم ... راستی اینم بگم که
مهین خانم همیشه ظرفا شونو میاورد تو حیاط لب حوض میشست همینطور لباساشونو و وقتی مینشست لب حوض همیشه
دامنشو میزد بالا ، همیشه هم یا شورتی که میپوشید سفید یا مشکی بود ، وای
من چقدر با این صحنه جق زدم من هر وقت مهین خانم میامد تو حیاط رخت یا ظرف بشوره از خوشحالی بال در میاوردم چون
یه دل سیر دید میزدم و شروع میکردم به جق زدن اون روزم دعوای مادرم با مهین خانم
سر باز گذاشتن شیر آب حیاط بود .... بگذریم بعد از دعوا ، مادرم رفت خرید ، من اون روز بخاطر سرما خوردگی خونه مونده بودم
و مدرسه نرفته بودم که دیدم یکی در اطاقمونو میزنه . رفتم درو باز کردم دیدم مهین
خانم اومد تو گفت ببین مامانت با من چیکار کرده و یهو دامنشو زد بالا که جای چوب روی لمبر کونش کبود شده بودو به من نشون بده ،
وای خدای من چی میدیدم ، جلو من یه کون سفید برجسته بزرگ داشت
خود نمایی میکرد که کلی براش جق زده بودم ، مهین خانم تو این سن عجب کون سر حال و برجسته ایی داشت ،
اگه بخوام مثال بزنم مثل کون جنیفر لوپز بود .. نا خود آگاه دستم رفت رو کونش شروع کردم به
مالیدن اون کون نرم و سفید و گفتم : دست مامانم بشکنه ببین چیکار کرده با هات ،
مهین خانم هم گفت آره دستش بشکنه .. به مهین خانم گفتم : بزار بوسش کنم تا خوب بشه ، گفت : آره ممنونت میشم
شروع کردم بوس کردن ، اون کون زیبا رو مثل ندید بدید ها هی بوس میکردم لای اون کون زیبارو باز میکردم سوراخ کونشو بو میکردم
و هی لیس میزدم ، مهین خانم هم هیچی نمیگفت خیلی خوشش میامد مدام
میگفت جون جون آره اره اونجا میخاره لیسش بزن .. مهین خانم یهو برگشت و گفت : ببینم تو خونه کرم دارین منم گفتم : آره داریم
گفت : برو بیار بمال به سوراخم که خیلی داره میخاره ... منم مثل یه بچه حرف گوش کن
رفتم آوردم .. دیدم مهین خانم چهار دستو پا شده شورت مشکیشو پایین کشیده ، سرشو گذاشته رو فرش ، پاهاشم از هم باز کرده ،
یه قوس زیبایی به کمرش داده .... بعد گفت کرمو بمال به سوراخ کونم منم
مالیدم بعد گفت دودولتو در بیار بزار دم سوراخ کونم یواش یواش بزار بره تو تا برام بخارتش ... منم کیرمو بقول مهین خانم دودولمو
در آوردم گذاشتم دم سوراخ مهین خانم محکم کردم تو کونش
چشمتون روز بد نبینه مهین خانم چنان دادی کشید که گوشم کر شد هی جیغ میزد هی میدویید دور اتاق و میگفتم سوختم سوختم
وای آتیش گرفتم بعد از اطاق ما رفت بیرون و اون روز من در حسرت اون کون
موندم و جق زدم ، ولی بعد ها خیلی کردمش که بعدا داستاناشو براتون مینویسم البته بستگی به نظرات شما داره که آیا از داستان
من خوشتون اومد یا نه برام نظر بزارید ... و این بود اولین تجربه سکس من ...
اگه نظر بدین باقی ماجرا های منو مهین خانمو براتون مینویسم
ویرایش توسط rabert : 12-04-2012 در ساعت 11:07 AM
ماری جان خیلی جالب بود عزیز
ویرایش توسط rabert : 12-04-2012 در ساعت 12:13 PM
رابرت جان سعی کن وقتی داری از جایی کپی پیست میکنی طرز حروف چینی رو تغییر بدی که اینقد تابلو نباشه داداش گلم![]()
mami_163 (01-12-2013)
سکس اولم کامل نبود ولی خوب با معنی و مفهوم کیر آشنام کرد وقتی که پسر خواهرم که چند سال از من بزرگتر بود و من 12 سالم بود . یه روز که تازه از حموم دراومده بودم و یه لباس نخی نازک سفید تنم بود اونهم از سربازی اومده بود مرخصی یه سره خونه ما و وقتی منو دید به هوای سلام و علیک بغلم کرد بوسیدم و همونطوری نشست رو مبل و منم روی زانوی اون نشتسم اصلا فکر چیزی نبوده از محبت زیادش تعجب کرده بودم که گذاشتم به حساب سرباز بودنش یه کم که منو فشار داد به سینه اش چسبیدم و کونم دقیقا روی کیرش بود که کم کم سفتی اونو احساس کردم صورتش مثل لبو سرخ شده بود شانس آوردم مادرم رفته بود بیرون برای خرید خلاصه بعد از یه دقیقه حسابی کیرش سفت شده بود و منو تکون میداد بعد دیدم دستاش از جلو سینه های جوانه زده منو لمس می کنند یه کم غلغلکم اومد ولی خوب هیچ چیزی از کاراش سر در نمی اوردم ولی بعد که دیدیم یه چیز سرخ لای پاهامه فهمیدم چه خبره خواستم از دستش در برم ولی هم اون زورش زیاد بود و هم من ته دلم دوست داشتم بیشتر بمونه وقتی شلوارمو کشید پایین ولی شورت پام بود از لمس کیرش به لبای کوسم خوشم میومد و کلی بهم حال داد بالاخره آبش اومد و شل شد و اوفتاد رو مبل با دستمال کاغذی خودمو تمیز کردم کیر اونم تمیز شد هیچی به هم نگفتیم تا شام خوردیم و بعد از شام نصف شب اومد سراغم نا مرد پمپ بنزین داشت تو دوروز چند بار لاپایی باهام ور رفت منهم انگار حرفه ای تر شدم اون کسی بود که سوراخ کونم رو هم باز کرد ولی فقط با اون سکس نداشتم دیگه را افتادم
من توی یه خونواده ی مذهبی بزرگ شدم الان 18 سالمه اینقدر خجالتی بار اومدم که تو روی هیچ دختری نمیتونم نگاه کنم وقتی داستان های شما رو خوندم خیلی ناراحتم کرد و اشک تو چشمام جمع شد خیلی حسرت میخورم کاش منم مثل شما میتونستم با یکی از فامیل هامون سکس داشته باشم یا با دختری دوست باشم و باهاش سکس کنم واقعا حسرت شما رو میخورم :'(
سلام امیدوار این باید بهت بگم که این داستان از جایی کپی نشده .... و حقیقتا این جریان برای خود من اتفاق افتاده ... امثال شما که بلد نیستید داستان بنویسید فقط بلدین به آدم انگ کپی کردن بچسبونید
داداش تو باور نکن هر جور راحتی به قول شاعر ای که تو از کوچه معشوقه ما میگذری //// کون لقت بگذر کوچه بن بست است![]()
اولین خاطره سکسی من بایک زن 35ساله بود.اینوباید بگم که من هیچی بلدنبودم واون همه چیزو بهم یادداد.حتی اینکه چطوری باخانمهاارتباط برقرار کنم روبهم یادداد
اگه سكس توي وب رو دوست داري آيدي بده