صفحه 1 از 17 12311 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 166

تاپیک: دوست مسن

  1. #1
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    176
    سپاس
    0
    62 بار در 22 پست تشکر شده

    تاپیک کل کل ودر پایان رو مانتیک میشه البته

    خوب من این تاپیک را زدم برای پیدا کردن یک دوست پسر ولی بعد شد میدان جنگ وکل کل خوب بهتر دیدم لا اقل توضیح این را درست کنم ودر خواست خودم را در یک تاپیک دیگه بذارم
    ویرایش توسط Black Widow : 11-04-2012 در ساعت 08:05 PM
    بیوه سیاه



  2. #2
    Member کفتار پیر آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    84
    سپاس
    0
    0 بار در 0 پست تشکر شده
    من چند ماه دیگه شصت و هشت ساله میشم....مساله ای نداره؟
    هه هه
    در ضمن چند تا هم زن دارم بنابرین اهل دوست دختر نیستم. (من با قاشق آبرو جمع کردم نمیتونم یهو به بادش بدم و همه رو بریزم.)
    اگه دوست داشته باشی صیغه ات میکنم ;-)
    من آن کفتار پیر مرده خوارم
    سبب ساز قتال بی شمارم

    بدست من هزاران جان فنا گشت
    امید از دل سر از تن ها جدا گشت

    به تیر اندازها من تیر دادم
    به جنگی خلق و خوی شیر دادم

    فکندم نعش ها در کارزاران
    غم و مرگ و بلا اندر دیاران

    ضیافت خانه های لاشخواران
    شد از کشف و نبوغم نورباران

  3. #3
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    176
    سپاس
    0
    62 بار در 22 پست تشکر شده
    اهل صیغه نیستم فقط می خوام توی وب با هم حال کنیم همین اگر واقعا سنت اینه که می گی برام پخ بذار (ای دی )بعدشم نیازی به دوست دختر بازی هم نداری توی وب با هم می گپیم وحال می کنیم این بده
    بیوه سیاه



  4. #4
    Member کفتار پیر آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    84
    سپاس
    0
    0 بار در 0 پست تشکر شده
    د نشد....اینجوری من اگه توی وب با تو حرف بزنم و خانومامم سر برسن بگم این کیه؟
    برای خودم مساله ای نیست اما اونا آبرومو میبرن میگن با این سنت رفتی دختر بازی؟ :)
    حالا اگه صیغه ام باشی میتونم جلوشون در بیام اما اینجوری نه... ;-)
    ماری کجایی؟
    ترکیدم از خنده....تو بیا
    یه خورده پارتی بازی کن
    من آن کفتار پیر مرده خوارم
    سبب ساز قتال بی شمارم

    بدست من هزاران جان فنا گشت
    امید از دل سر از تن ها جدا گشت

    به تیر اندازها من تیر دادم
    به جنگی خلق و خوی شیر دادم

    فکندم نعش ها در کارزاران
    غم و مرگ و بلا اندر دیاران

    ضیافت خانه های لاشخواران
    شد از کشف و نبوغم نورباران

  5. #5
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    176
    سپاس
    0
    62 بار در 22 پست تشکر شده
    خوب دیگه نمی خواد خودتو پشت ماری قایم کنی چینگلی فمیدم که الکی میگی تازه من از ماری نمی ترسم حالا صبر کن باهات وقتی داستان گذاشتی تسویه حساب می کنم
    بیوه سیاه



  6. #6
    Member کفتار پیر آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    84
    سپاس
    0
    0 بار در 0 پست تشکر شده
    ماری بهت گفتم که پارتی بشی و سفارشم رو بکنی نه اینکه بیای مثل سازمان اطلاعات بهش جیک و پیکم رو بگی :(
    هر چند ماری فعلا با من قهره :-d
    بیوه جان مثلا داستانم آپلود شد چیکار میخوای بکنی؟
    همین پریروز قسمت سوم بهاری که خزان شد توی شهوانی آپلود شد برو ببینم میخوای چیکار کنی.
    من آن کفتار پیر مرده خوارم
    سبب ساز قتال بی شمارم

    بدست من هزاران جان فنا گشت
    امید از دل سر از تن ها جدا گشت

    به تیر اندازها من تیر دادم
    به جنگی خلق و خوی شیر دادم

    فکندم نعش ها در کارزاران
    غم و مرگ و بلا اندر دیاران

    ضیافت خانه های لاشخواران
    شد از کشف و نبوغم نورباران

  7. #7
    Banned
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    732
    سپاس
    0
    1,014 بار در 365 پست تشکر شده
    نقل قول نوشته اصلی توسط کفتار پیر نمایش پست ها
    ماری بهت گفتم که پارتی بشی و سفارشم رو بکنی نه اینکه بیای مثل سازمان اطلاعات بهش جیک و پیکم رو بگی :(
    هر چند ماری فعلا با من قهره :-d
    بیوه جان مثلا داستانم آپلود شد چیکار میخوای بکنی؟
    همین پریروز قسمت سوم بهاری که خزان شد توی شهوانی آپلود شد برو ببینم میخوای چیکار کنی.
    البته من تو کار شما دوتا دخالت نمی کنم ولی فقط می تونم همین را بگم بیخودی به این وروجک نمی گن بیوه سیاه من اگر جای تو باشم کفتار پیر حواسم جمع می کنم که پام یه وقت نیاد روی این موجود به ظاهر کوچیک چون تا اونجا که من تجربه دارم زهر وحشتناکی داره ودردش اگر نکشتت مدتها طول میکشه تا از بدنت خارج بشه ولی دیگه خود دانی می تونی امتحان کنی شایدم تو برنده شدی

  8. #8
    Member کفتار پیر آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    84
    سپاس
    0
    0 بار در 0 پست تشکر شده
    ماری جان علاقه ای به امتحان کردن ندارم ولی اینم بدون بیخودی به من نمیگن کفتار پیر ;-)
    شوهر بیوه ی سیاه معمولا خودش رو در اختیارش قرار میده تا بخوردش.
    من اهل همچین خریتی نیستم.
    من آن کفتار پیر مرده خوارم
    سبب ساز قتال بی شمارم

    بدست من هزاران جان فنا گشت
    امید از دل سر از تن ها جدا گشت

    به تیر اندازها من تیر دادم
    به جنگی خلق و خوی شیر دادم

    فکندم نعش ها در کارزاران
    غم و مرگ و بلا اندر دیاران

    ضیافت خانه های لاشخواران
    شد از کشف و نبوغم نورباران

  9. #9
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    176
    سپاس
    0
    62 بار در 22 پست تشکر شده
    خوب بذار اول برم جواب اون قشنگ باسواد را بدم که ادعا دارن بر می گردم در خدمتم کفتار
    بیوه سیاه



  10. #10
    Member کفتار پیر آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    84
    سپاس
    0
    0 بار در 0 پست تشکر شده
    آدمای با سواد رو باید با منطق خاک کنی.
    پس عجله نکن و روی حرفایی که قراره بهش بزنی تمرکز کن.
    من آن کفتار پیر مرده خوارم
    سبب ساز قتال بی شمارم

    بدست من هزاران جان فنا گشت
    امید از دل سر از تن ها جدا گشت

    به تیر اندازها من تیر دادم
    به جنگی خلق و خوی شیر دادم

    فکندم نعش ها در کارزاران
    غم و مرگ و بلا اندر دیاران

    ضیافت خانه های لاشخواران
    شد از کشف و نبوغم نورباران

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمی‌توانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمی‌توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •