صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 23

تاپیک: داستان های سکسی شاش

  1. #1
    عضو تازه کار
    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    نوشته ها
    15
    سپاس
    0
    0 بار در 0 پست تشکر شده

    داستان های سکسی شاش

    از عنوان تاپیک معلومه که در مورد چیه . از کسایی که از گلدن شاور و شاش بازی خوششون نمیاد خواهش میکنم بدون اینکه نظر ملوکانه ای بدن از این تاپیک خارج شن .

    از دوستان عزیزی که این فتیش رو دارن و داستانی یا خاطره ای دارن و دوست دارن اونو با ما شریک بشن دعوت میکنم تاپیک رو متعلق به خودشون بدونن و تشریف بیارن .

  2. #2
    عضو تازه کار
    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    نوشته ها
    15
    سپاس
    0
    0 بار در 0 پست تشکر شده
    اولین داستان رو خودم میزارم و سعی میکنم زود زود داستان بزارم چون مطمئنم کسانی هستن که دوس دارن ولی روشون نمیشه چیزی بگن . حداقل اینجا , جایی باشه که در این مورد بخونن :

    چند سال پیش که جوونتر بودم حدود 22 ساله یه دوس دختر داشتم همسن خودم بود . رابطه جنسی نداشتیم فقط لب گرفتن و یکم بغل کردن . غروب یه روز پاییزی رفتیم سینما و کلی خوراکی و نوشیدنی خوردیم و فیلم که تموم شد من خیلی شاش داشتم . امدیم دیدیم جلو سرویس بهداشتی سینما صفه . گفتم بریم بیرون یه پارک پایینتر هست دسشویی داره نمیتونم وایسم .امدیم بیرون هوا تاریک شده بود و یکم هم شلوغ بود . سریع رفتیم دم پارکه و منم داشتم از شدت شاش به خودم میپیچیدم . دوس دخترم گفت زود برو و بیا . گفتم تو نداری گفت من دسشویی بیرون نمیرم کثیفه میرم خونه .
    رفتم دم دسشویی دیدم درو بستن و یه زنجیر گنده با یه قفل رو درشه . ای بخشکی شانس . برگشتم پیش دوس دخترم گفتم درش بستس چه خاکی به سرم بریزم . بارونم شدت گرفته بود اساسی . گفت خوب تاریکه و خلوته همونجا یه گوشه میکردی . گفتم نمیشه جلوش مردم رد میشن پشتشم میخوره به کوچه چراغا و خونه ها روشنه ای خدا چیکار کنم ؟
    دوس دخترم دستمو گرفت گفت بیا یه کاریش میکنیم . گفتم چیکار . دستمو گرفت کشید و رفتیم . خونشون زیاد دور نبود از اونجا . منو برد تو یه کوچه خلوت و نسبتا باریک که تهش بن بست بود و یه طرفش دیوار یه ساختمان بهداشت قدیمی بود که کسی توش نبود هیچوقت . دیوارش بیست سانتی بود و بقیش نرده . زود زیپمو باز کردم و کیرمو درآوردم و از لای نرده ها رد کردم . دوس دخترم که اونور بود کنجکاویش گرفت و امد اینور کیرمو دید . هم خجالت کشیدم هم خوشم امد . بخاطر شاش زیاد کیرم نیمه شل بود و نسبتا بزرگ دیده میشد . بهم گفت چه خوبه پسرا میتونن شاششون رو بپرونن . گفتم خوب میگیریمش و الا ما هم سرپایین میره . دوست داشت کیرمو بگیره . گفتم بیا امتحان کن . کیرمو گرفت . برخورد دستش باعث شد کیرم شق شه کم کم . یه اوووووووف کرد و یکم فشارش داد . یهو فشار شاشم خیلی زیاد شد و حدود دو سه متری پاشید که جیغ زد . گفتم یواش .الان میان . از شانسم بارون خیلی زیاد بود و ملت فقط از سر کوچه میدویدن و کسی توجهی به ما نداشت . شاشیدنم از یک دقیقه گذشت ولی هنوز با همون فشار اولیه میشاشیدم . یه اوووفی کردم . گفت چی شد . گفتم تموم نمیشه چرا . گفت خوب شاش زیاد داشتی . یه ده ثانیه دیگه شاشیدم و تموم شد . جایی که شاشیده بودم کلی شاش جمع شده بود و تقریبا یه برکه کوچیک درست کرده بود . کیرمو از لای انگشتای دوس دخترم دراوردم و یکم تکون دادم چیزی تو لوله کیرم مونده بریزه . خندید گفت چه جالب . ما دخترا باید کونمونو تکون بدیم . بعد خندیدیم و زیپمو کشیدم بالا و راه افتادیم . تو راه اون هی به خودش میپیچید گفتم چیه گفت جیش دارم . گفتم خوب توهم میکردی گفت من که کیر ندارم ....

  3. #3
    عضو تازه کار
    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    نوشته ها
    15
    سپاس
    0
    0 بار در 0 پست تشکر شده
    باغ عموم اینا دعوت بودیم من هشت ساله بودم و داشتیم بازی میکردیم . نهار خورده بودیم و هر کی یه گوشه بود ما هم گرگم به هوا بازی میکردیم . یکی گرگ شد و بقیه هم رفتیم اطراف قایم شیم . منم رفتیم نزدیک یکی از دیوارا کنار دستشویی ته حیاط خودمو قایم کردم . درش جوری بود که به کناره باز میشد و رو به بیرون جوری که اگرم در باز میشد از تو باغ کسی توی دسشویی رو نمیدید . همونجوری نشسته بودم که عموم امد رفت تو درو هم نبست . ایستاده شاشید و رفت بیرون و من هیچی ندیدم . البته اونم منو ندید چون یه چاله کم عمق بود که توش بودم و کنارش گیاه و علف و اینا بود اصلا معلوم نبودم خیلی هم کوچولو بودم تو بچگی . البته دسشوییه جوری بود که میرفتی تو یه پله میخورد بری بالا و کاسه اونجا بود . کمی بعد از اینکه عموم رفت خواهر زن عموم که تازه عروسی کرده بود امد رفت تو دسشویی درم بست ولی کامل بسته نشد . بخاطر عجله ای که داشت بیخیال در شد و فوری شلوارشو دراورد و نشست . دو ثانیه نشد شاشش شروع شد اول با سرعت کم امد که پاشید جلو بعد یهو انگار شیلنگ آب باز کردی با فشار زیادی شاشیدنش شروع شد . شاشش میخورد کف دسشویی کمونه میکرد همه جا جلو و کناره ها و حتی رو پاش . حدود سی ثانیه یا کمی بیشتر با همون فشار شاشید . بعد یه آه از سر رضایت کشید و فشار شاشش کم شد تا قطع شد . بعد آفتابه آب رو گرفت کل دسشویی و رفت بیرون . تا مدتها صحنه شاشیدن خواهر زن عموم جلو چشمم بود . بعد از اون قضیه چند بار دیگه رفتم و نگاه کردم ولی تکرار نشد .

  4. #4
    عضو تازه کار
    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    نوشته ها
    15
    سپاس
    0
    0 بار در 0 پست تشکر شده
    خونه یکی از عمه هام بودم و با دختر عمم یه سر و سری داشتم . البته خیلی حواسم جمع بود و هیچوقت سوتی ندادم . کار خاصی هم نمیکردیم دختر بود و از کون هم رابطه نداشتیم نهایت رابطمون 69 بود اونم فقط دوبار . یه سری خونشون بودیم عمم صدام زد گفت برو از تو انباری سیب زمینی بیار و یه سبد داد بهم . خونشون یه اپارتمان بود که دسشوییش دم در ورودی بود همون اول که وارد میشی سمت راست و انباری هم بیرون واحدشون تو راهرو بود . من رفتم و دنبالم دختر عمم امد بره دسشویی یه بوس هوایی هم فرستاد . من رفتم در انباری روباز کردم و دختر عمم رفت دسشویی . داشتم سیب زمینی میزاشتم تو سبد که از دسشویی صدای اب میومد با فشار . سیب زمینی هارو ریختم تو سبد و درو میبستم که صدا قطع شد . یکم وایسادم دختر عمم بیاد بیرون دوباره صدای اب امد ولی کم. برام تعجب بود اول ابو باز میکنه بعد جیش میکنه . گفتم تابلو میشه همینجور وایسم رفتم تو .سیب زمینی هارو دادم به عمم و رفتم نشستم . دختر عمم امد بیرون رفت تو اتاقش . گذشت بعد چند وقت که بیرون بودیم یاد اون روز افتادم گفتم راستی تو اول ابو باز میکنی بعد میشاشی ؟ با خنده گفتم . اونم گفت وا مگه دیوونم . گفتم خودم اون روز شنیدم ابو باز کردی بعدش یکم جیش کردی . زد زیر خنده و گفت نه کسخل . اول شاشیدم بعد خودمو شستم . چشام گرد شد گفتم اون صدای شاشت بود ؟ گفت اره چطور مگه ؟ گفتم برو بابا مگه شیلنگه ؟ گفت خوب عادیش همینه دیگه دخترا اینجور میشاشن . یکم مکث کردم و یه فکری به سرم زد که شاشیدنشو ببینم . گفتم باور نمیکنم دووغ میگی . گفت نه بابا دروغم چیه .گفتم پس باید ببینم . گفت باشه .یه روز قرار گذاشتیم رفتیم بیرون باهم ماشین داشتم رفتیم حاشیه شهر . یه جای خلوت رفتم تو خاکی یکم رفتم . امد پایین منم دوتا در سمت راننده رو باز کردم نشست و شروع کرد شاشیدن . اینقد فشارش زیاد بود که زمین خاکی رو سوراخ میکرد و یه چاله درست کرد . قطرات شاشش همه جا میپاشید و تقریبا روی شاشش کف زیادی درست شده بود . بیست ثانیه شاشید بعد یهو قطع شد . گفت حالا باورت شد ؟ منم که هدفم چیز دیگه ای بود گفتم اره واقعا نمیدونستم در حالی که اون نمیدونست که من شاشیدنای زیادی رو دیدم و میخواستم مال اونو ببینم .

  5. #5
    عضو تازه کار
    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    نوشته ها
    15
    سپاس
    0
    0 بار در 0 پست تشکر شده
    با دوس دخترم خونه بودیم داشتیم سکس میکردیم وسط سکس گفت شاش دارم گفتم یکم تحمل کن الان تموم میشه . گفت الانه که بریزه گفتم نزدیک امدنمه . گفت دیگه نمیتونم . گفتم نگران نباش سطل آشغال هست فوری میارمش برات توش میشاشی . نزدیکای ارضا شدنم بود که دیدم دادش بلند شد داره میریزه بیخیال سکس شدم فوری سطلو آوردم امد . نرسیده به سطل شاشش با فشار پاشید کنار سطل و فوری روش نشست . اون یه ذره شاش اینقدر با فشار و زیاد امد انگار یه لیوان آب ریختی . با سروصدای زیاد تو سطل میشاشید و حدود یه دقیقه ادامه داشت . صدای شاشش انگار صدای ناودونه که بارون شدیدی باریده و با فشار میشاشید تو سطل .بعد یه دقیقه که تموم شد از رو سطل پاشد به جرات میتونم بگم نزدیک دو سطل شاشیده بود . اینقدر حشری شدم از شاشیدن زیادش وقتی ادامه دادم سکس رو نرسیده به یه دقیقه ارضا شدم و یکی از شدیدترین ارضا های عمرم بود .همیشه از دیدن شاشای زیاد و طولانی و پرفشار به شدت تحریک میشدم . رفتیم سطلو شاشو بریزیم تو دسشویی یهو ریختم کل کاسه توالت رو پر کرد .

  6. #6
    عضو تازه کار
    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    نوشته ها
    15
    سپاس
    0
    0 بار در 0 پست تشکر شده
    یبار تو پارک بودیم دم دمای شب اواخر نعطیلات نوروزی . یه چادر بود ده متر اونطرفتر . اصلا بهش توجه نداشتم . پاشدم برم آب معدنی بخرم از پشت بوته ها رفتم یهو زیپ چادر باز شد ناخودآگاه وایسادم . یه زنه امد بیرون یه نگاه انداخت اونور . فکرشم نمیکرد کسی لای بوته ها باشه . دید کسی نیست سریع مانتوشو داد بالا و شلوارشو درآورد نشست همونجا . صدای شر شر شاشش تا اونجایی که من بودم واضح میومد . نشستم ببینم دیدم جریان شاش پر فشاری از لای پاهاش میپاشه رو زمین . کسش معلوم نبود هوا داشت تاریک میشد ولی قطرات شاشش که میپاشید دیده میشد . حدود 40 ثانیه ای شاشید و زود بلند شد رفت تو . بعد یکی دو دیقه پاشدم از اونجایی که شاشیده بود رد شدم . کل محوطه خیس شاش بود

  7. #7
    عضو تازه کار
    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    نوشته ها
    15
    سپاس
    0
    0 بار در 0 پست تشکر شده
    نصف شب از خواب بیدار شدم . دلدرد شدیدی داشتم . پری کنارم خوابیده بود لخت لخت. رفتم دستشویی و نشستم . طبق عادت هردوتامون در دستشویی رو نمیبستیم . پنج دقیقه نشده بود که نشسته بودم پری امد در نیمه بازو کاملا باز کرد و با چشمای خواب آلودش نگام کرد . نگاش کردم و امد تو جلوم وایساد و پاهاش رو یکم باز کرد و با دستاش لای کسشو از هم باز کرد . چند لحظه طول نکشید که سیل شاشش راه افتاد . شاشش مستقیم میخورد تو صورتم و سینم . با جریان پر فشار شاشش بازی میکرد و بعضی وقتا شاشش از کنار صورتم به دیوار میخورد و بعضی وقتام از بالای سرم رد میشد . حدود سی ثانیه ای شاشید روم . کل تنم شاشی شده بود و گرم . شاشش که تموم شد امد جلو . کسشو یکم براش خوردم . کم کم خواب از سرش پرید . کارمو تموم کردم و خودمو شستم و رفتیم حموم .....

  8. #8
    عضو عادی
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    نوشته ها
    73
    سپاس
    19
    4 بار در 3 پست تشکر شده
    یعنی خاااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااک .........................

  9. #9
    عضو عادی GHADER23 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    نوشته ها
    94
    سپاس
    0
    3 بار در 3 پست تشکر شده
    واقعا خاک همراه فاک

  10. #10
    عضو تازه کار
    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    نوشته ها
    15
    سپاس
    0
    0 بار در 0 پست تشکر شده
    نقل قول نوشته اصلی توسط hoomanjoon نمایش پست ها
    یعنی خاااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااک .........................
    پست اول رو که خوندی یعنی میدونی داری چی میخونی خانواده مشکوک

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمی‌توانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمی‌توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •