نمایش نتایج: از 1 به 10 از 10

تاپیک: شعر سکسی

  1. #1
    عضو عادی
    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    نوشته ها
    87
    سپاس
    12
    126 بار در 24 پست تشکر شده

    شعر سکسی

    اینم واسه شما




    الا ای شیخ جویای بکارت

    الا اي شيخ جویای بکارت
    به لاي پاي دخترها چه کارت؟

    تو فرمودي بکارت ها که پاره ست
    دقيقاً درصدش هفتاد و چار است

    ببينم از کجا آوردي آمار؟
    ز جمع آشنايان يا ز اغيار

    شمارش را به ديگر کس سپردي
    و يا خود رفتي از داخل شمردي؟!

    تو از هرکس که ارقامش شنفتي
    چرا زان بيست و شش درصد نگفتي

    نگفتي بيست و شش درصد بکارت
    نشان باشد ز انواع اسارت

    گروهی باکره، از سکس دورند
    کزین بابت گرفتار غرورند

    گروهي ترس خورده، صاف و ساده
    اسير انجماد خانواده

    گروهي پاي بند دين و مذهب
    به شدت باکره ، اما معذب!

    شما که دختري را سن نُه سال
    به شوهر ميدهي راضي و خوشحال

    چرا خواهي اگر شوهر نکرده
    شود چل ساله ، سالم مانده پرده؟

    بیا و دست بردار از حقارت
    نچسب ای شیخ نادان بر بکارت

    بکارت مال دوران های دور است
    به زن های جوان تحمیل زور است

    بکارت نیست معیار نجابت
    نجابت را چه بشناسد جنابت!

    نجابت، شیخ نادان، پرده ای نیست
    به اینکه داده ای یا کرده ای نیست

    نجابت چیست؟ حق کس نخوردن
    بکارت چیست؟ مال کس نبردن

    نه بین مردمان اخلاق و عصمت
    به میزان بکارت گشته قسمت

    فریب مردمان، ضد عفاف است
    نه آن کاری که در زیر لحاف است

    که هر آمیزشی قبل از عروسی
    بود یک مطلب خیلی خصوصی

    مبر سر را درون بستر خلق
    که بینی گوزشان را تا ته حلق

    خودت شام زفاف ای شیخ بد ذات
    بکارت داشتي ارواح بابات؟

    تو با آن حجت الاسلام فاکر
    چگونه میتوانی بود باکر؟

    برای تو کسی پرونده هم ساخت
    و يا بر پشت و پيشت کنتور انداخت؟

    (در کون شما کنتور اگر بود
    سر یکهفته کنتور هم دمر بود
    اگر یک روز باشی توی حوزه
    بواسیرت بچسبد زیر لوزه)

    تو هم حالا به اين حد از جسارت
    ز دخترها طلب داري بکارت؟

    چه میفهمی تو قانون طبیعت
    که میآئی ز مادون طبیعت

    چه دخترهای نوزادی که گه گاه
    ندارند این بکارت را به همراه

    به آنها چون خدا پرده نداده
    شوند البته که بی پرده زاده

    ترا گر اعتراضی هست حالا
    بگو با حضرت باریتعالی

    که ای پروردگار پاک عالم
    چرا پرده ندادی خاک عالم!

    امام ِ جمعه آ! بر خویش رحمی
    بکن کاری که یک قدری بفهمی!

    بدن ها فرق دارد با بدن ها
    خصوصاً مال دخترها و زن ها

    همه یک شکل و جور و قالبی نیست
    نمی فهمی؟ زن است این، طالبی نیست

    یکی را پرده باشد نازک و ُترد
    شود زائل اگر یک ضربه ای خورد

    یکی را پرده کشدار و غشائی است
    مثال شخص آقا ارتجاعی است

    که تا وقتی که آن بانو نزاید
    از آن یک قطره هم خون در نیاید

    یکی هنگام ورزش داده از دست
    یکی تا آخرش همراه او هست

    تو آمار از کجا کردی فراهم
    بیا یکخرده آگه کن مرا هم

    من اینها را که گفتم مستند بود
    قوانین ازل بود و ابد بود

    ندارد حرف من ردخُور ز قرصی
    ولی تو باید از دکتر بپرسی

    که او بی پرده تر از پرده گوید
    برایت واضح و گسترده گوید

    ***
    امام ِ جمعه آ، یک چیز دیگر
    نمیدانی، نمیفهمی، مکرر!

    اگر شد پرده ای هرگونه پاره
    تجارت، کرده پیدا راه چاره

    بدوزد پرده را نرس و پرستار
    خدایا زین معما پرده بردار!

    (بکارت را ز مریم باید آموخت
    که بعد از زایمان هم میتوان دوخت)

    بکارت چیست قفل حفظ ناموس؟
    نجابت در پس اش محفوظ و محبوس؟

    اگر داری دلارش یا ریالش
    بزن آن را بخیّه، بی خیالش!

    تجارت، میکند حفظ بکارت
    بود ناموس ها دست تجارت

    اگر دارای ناموسی از این راه
    به بی ناموسی ات صد بارک الله

    امام ِ جمعه آ ! قدری حیا کن
    دکانی دیگری این جمعه وا کن

    مناسبتر ُپرش کن این دکان را
    که بشناسی همه اجناس آن را

    فوراگزامپل دکان بول و غایط
    بخور آنقدر تا جانت درآید



    *************
    ینم یک شعر آویزونی

    خواهرم در کوچه آرايش مکن!
    از جوانان سلب آسايش مکن

    گيسوان از روسري بيرون مريز
    بر مسير ديدگان افسون مريز

    خواهرم ديگر تو کودک نيستی
    فاش مي گويم عروسک نيستی

    خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟
    پوشش چسبان رنگارنگ چيست؟

    خواهرم اينقدر طنازي نکن!
    با امور شرع لجبازي نکن

    در امور خويش سرگردان مشو
    لايق چشمان نامردان مشو

    خواهرم ، پاچه ت چرا اينقد شده؟
    راست راستي، اين تريپت بد شده !

    پاچه ات ، کوتاه و برمودايي است
    خشتکت چسبيده بر يک جايي است !

    خواهرم ، اين خط چشم، ايراني است؟
    امتدادش يک کمي طولاني است!

    خواهرم گيرم که مو بر مي زني،
    مو ي پا و دستها را ميکني ،

    زير ابروي تو اي خواهر ! کجاست؟
    زير ابروي تو ، رکن دين ماست!

    خواهرم ، تاتوي ابرو ميکني؟
    ابرو هشتي ، شينيون مو ميکني؟

    خواهرم ، مو را چرا مش مي کني؟
    توي مويت هي چرا کش ميکني؟

    خواهرم ، رنگ برنزه ، رنگ توست؟
    اين دو چشمم ، يک دو ساعت ، منگ توست !

    چاک مانتو ، تا لب باسن چرا ؟
    بردن دل از داداش و من چرا ؟

    خواهرم من ديده ام چت ميکني
    توي چت ، جلب محبت ميکني!

    اين دماغ سر بالا ، از بهر کيست ؟
    بهتر از من ، از برايت ، مرد نيست!

    خواهرم ، اين ريش و پشمم ، مهر تو !
    برده از من ، دين و دل ، اين چهر تو !

    جون من، صيغه ميشي ، با مهر کم ؟
    گر بخواهي ، کل ريشم مي زنم!!!

    ازدواج ، از سنت پيغمبر است
    هر که اين سنت نيابد ، بس خر است !




    **********************
    رستم و سودابه

    شبي فردوسي خواب زشتي بديد ---------- سراسيمه از خواب خوش بپريد

    بديدا كه شرتش شده بس غني ---------- ز آب سفيد و غليظ مني

    كتاب بزرگ خودش باز كرد ------------- ز رستم سخن گفتن آغاز كرد

    برايت كنم نقل اين داستان ------------ كه آن پهلوان رستم سيستان

    حشر شد شبي كير خود كرد راست -------- دو لنگش هوا كرد و دختر بخواست

    پر مرغ خود را به آتش كشيد -------- پس از مدتي مرغش آمد پديد

    بدو گفت كاي مرغ زيباي من --------- تمام سرت لاي پاهاي من

    بسي رخش خود كردم اين سالها -------- بماليدم او را كس و يالها

    بقدري كه كردم توي كس رخش -------- شده كس رخش از وسط بخش بخش

    هم اكنون ز هاماوران وز شهر و دشت ----- ز توران و ايران و گرگان و رشت

    بگرد و برايم زني برگزين -------- كه كونش نمايان شود پشت زين

    بدو گفت سيمرغ كاي پهلوان ------ اگر داشته باشي تو جا و مكان

    برايت نظر دارم اينك زني -------- كه گر بيني او را بپاشي مني

    من اينك روم پس تو بركن لباس -------- ز مرغت مبادا شوي ناسپاس

    ولي قبل از آن چيزي از من بگير -------- كه در شهر زابل كِشندش به كير

    به آن چيز كاندوم لقب داده*اند -------- براي زناني به است كز عقب داده*اند

    بگير و بكش بر سر كير خود -------- ز دوشت بيانداز نيزه و تير خود

    برفت مرغ و رستم هراسان بشد -------- پس از مدتي لخت و عريان بشد

    در افكار خوش روح او پر بزد ---------- به ناگه كسي حلقه بر در بزد

    در را باز كرد و ديدا كه او ------------ همان دختر شاه پرورده گو

    زن سال و زيباي توران زمين -------- با آن پيكر تركه و نازنين

    همان دختر شاه هاماوران --------- كه آوازه*اش رفته تا آسمان

    هماني كه سودابه نامش بود -------- هماني كه كاووس رامش بود

    كنون آمده كس به رستم دهد ---------- به كير تهمتن همي لم دهد

    بدو گفت رستم كه اي جان من -------- فدايت همه عشق و ايمان من

    بيا تا كست را بليسم همي -------- همي آب رويت بريزم همي

    ببست اسب خود را نزد رخش قوي ------ ميان درخت سپيدار و سرو سهي

    خودش را بيانداخت بر روي تخت -------- برايش تهمتن در آورد رخت

    نخست كرست ساخت زابلستان ------ سپس شرت پشمين كابلستان

    در آورد و پستان سودابه ديد ------- بترسيد و از جاي خود بپريد

    كه اي دختر شاه هاماوران --------- نديدم چنين سينه*اي تا الان

    به پستان سودابه دستي كشيد -------- در كون سودابه شستي كشيد

    نگاهي بزد كس سودابه ديد --------- به كيرش سپس كاندوم اندر كشيد

    به سودابه فرمود تا پيش او ---------- كَند از كسش پرده و پشم و مو

    سپس كير خود كس سودابه كرد ------ بشد رنگ سودابه از درد زرد

    بدو گفت سودابه اي پهلوان ----------- برايت بليسم كنون دنبلان

    به كير تهمتن بشد حمله ور -------- بگفتا كه كيرت بود كير خر

    دهان بزرگ خويش باز كرد --------- به يكباره ليسيدن آغاز كرد

    بپاشيد آب رستم بسي با شتاب -------- دهانش بشد پر چو درياي آب

    به فرياد سودابه مي*گفت آه --------- شنيدند همه اهل بازار گاه

    گروهي از آن خايه مالان شهر ----- كه از خايه مالي ببردند بهر

    رساندند خبر سوي كاووس شاه ------ هراسان بشد زهره و تير و ماه

    همه برده سر در گريبان فرو -------- كه شاه و تهمتن شوند روبرو

    دل شه همي از زنش تيره گشت ------ به اطرافيانش دمي خيره گشت

    به روي سمندش نشست و برفت ------ همي ماند از كار گيتي شگفت

    پس مدتي شه به مقصد رسيد --------- ولي زين و اسب تهمتن نديد

    در خانه بگشود و سودابه ديد -------- ز نا راحتي جامه از تن دريد

    تهمتن به گه خوردن افتاده بود -------- شد كس سودابه خيس و كبود

    تهمتن به كاووس گفتا ببخش -------- از اين پس مجدد كنم كس رخش

    ببخشود شاه و با خشم گفت --------- مبادا شوي با زنم باز جفت

    تهمتن سپس توبه كرد و بگفت -------- كه دارد بسي دردسر كس مفت

    *********************************************

    شوخی با خواجه حافظ شیرازی

    گفتم کف تو دارم گفتـا سرش در آيد ---- گفتم که زيد من شو گفتا مگر خر آيد

    گفتم ز زيــد بازان رسم زنــا بـياموز ---- گفتـا ز خوب رويــان اين کار کمتر آيــد

    گفتم که بر دهانت راه سـرش ببندم ---- گفتا که شبرو است او، الان کمتر آيد

    گفتم که بوی گوزت گمراه عالمم کرد ---- گفتا اگر بمانی جانت ز لب بر آید

    گفتم خوشا هوايی کز باد معده خيزد ---- گفتـا خنـک نسيمی کز جای دلبر آيـد

    گفتم زدن زاغ سياهت مارا به آرزو کشت ---- گفتا تو زاغ زنی کن تا زید از در آید

    گفتم چرا نمالی کیر مرا به کونت ---- گفتا که چیست این کیر درد از دبر بر آید

    گفتم اگر نخواهی کیر مرا بفرما ---- گفتا که خوب گفتی این کار بهتر آید

    گفتم کنون که شب شد بر من اجازه بنما ---- گفتا که شوی بنده فردا مکدر آید

    گفتم دل رحيمت کی عزم سکس دارد ---- گفتا مگوی با کس تا وقت شب در آيد

    گفتم زمان عيشت ديدی که چون سر آيد ---- گفتا خموش شازده کين شب نيزسرآيد
    ************************************************** *********

    شعر از عبید زاکانی


    وقت آن شد كه عزم كار كنيم --- رسم الحاد آشكار كنيم
    خانه در كوچه مغان گيريم --- روي در قبله تتار كنيم
    روزگار ار به كام ما نبود --- كير در كون روزگار كنيم
    بهر كون تا به چند غصه خوريم؟ --- بهر كس چند انتظار كنيم؟
    كس و كون چون به دست مي*نايد --- جلق بر هر دو اختيار كنيم!
    بنشين اي عزيز تا بتوان --- به از اين در جهان چه*كار كنيم؟
    جلق ميزن كه جلق خوش باشد --- جلق در زير دلق خوش باشد
    روز و شب گِرد شهر مي*پوييم --- خانه مِي فروش مي*جوييم
    مست شنگوليان بي*باكيم --- فتنه شاهدان مه روييم
    بستگان كمند زلفينيم --- خستگان كمند ابروييم
    ايمن از دهر ناجوانمرديم --- فارغ از روزگار بد خوييم
    گر نيفتد به*دست ما كس و كون --- ما كه رندان زور بازوييم
    بنشينيم و كير را بكِشيم --- جلق خوش ميزنيم و ميگوييم
    جلق ميزن كه جلق خوش باشد --- جلق در زير دلق خوش باشد
    دوستان كار كير، بازي نيست! --- هيچ كاري بدين درازي نيست
    كير من چون علَم برافرازد --- كم ز سنجاق شاه غازي نيست
    پيشه، خر گادنست و جلق زدن --- و آن دگرها بجز مجازي نيست
    هيچ نوعي براي وضع جماع --- بهتر از رسم بذله*بازي نيست
    كير را پيش كون به سجده در آر --- زانكه محراب كُس نمازي نيست
    كان بده كنده*اي به دست آور --- ورت امروز كار سازي نيست
    جلق ميزن كه جلق خوش باشد --- جلق در زير دلق خوش باشد
    كار بي سيم بر نمي*آيد --- در رهِ عشق سيم مي*بايد!
    اِمرد بي درم نمي*خسبد --- قحبه رايگان نمي*آيد
    خوش بخور مال ورنه از ناگاه --- در جهَد روزگار، بربايد!
    پيش اهل دلي به صفا --- بنشين تا دلت بياسايد
    بعد از اين ناز كون و كُس كم كش --- بر تو زين كار هيچ نگشايد
    رغم آن قلتبان كه كون طلبد --- كوري مردكي كه كُس گايد
    جلق ميزن كه جلق خوش باشد --- جلق در زير دلق خوش باشد
    ما همه جمريان قلماقيم --- رِند و لفاظ و چست و شفراقيم
    روز و شب هم*وثاق معشوقيم --- سال و مه همنشين عشاقيم
    مُرده دلبر شكّر دهنيم --- تشنه شاهد سمن ساقيم
    بعد از اين تَرك كون و كُس كرديم --- هر دو را گرچه سخت مشتاقيم
    اي برادر اگر تو را عقليست --- پند ما گوش كن كه جلاقيم
    جلق ميزن كه جلق خوش باشد --- جلق در زير دلق خوش باشد
    اي دل از غصه جهان تا چند؟ --- بيش از اين رنج ما و خود مپسند!
    دست از كار روزگار بِدار --- خويشتن را خلاص ده ز كمند
    كون و كُس چيست، جز دو ديوانه --- اين يكي بر گُه، آن يكي بر گند
    بگذر از هر دو چون جوانمردان --- تا شوي ايمن از زن و فرزند
    آن زمانت كه كير برخيزد --- بشنو از من، به ريش خويش مخند!
    بنشين، در ببند، كف تر كن --- هر زمان، همچو صوفيان لَوند
    جلق ميزن كه جلق خوش باشد --- جلق در زير دلق خوش باشد
    برِ ما جز مي و مغانه مجوي --- پيش ما جز حديث عشق مگوي
    جز به پهلوي بكروان منشين --- جز به دكان مِي فروش مپوي
    خوش بخور، خوش بخند، خوش ميباش --- تيز در ريش مردك بد گوي
    اي نسيم صبا ز روي كرم --- لطف كن ساعتي بهانه مجوي!
    وز زبان عُبيد زاكاني --- برو اين حال را به يار بگوي
    جلق ميزن كه جلق خوش باشد --- جلق در زير دلق خوش باشد

    ********************************************
    کیرم تو کونت میده تشکیل زاویه
    واسه رو کم کنیست همین یه بیت کافیه
    ------------------------------------------------
    بيا اي نازنين كيرم تو كونت
    آبم داره مياد بريز رو زبونت
    ---------------------------------------
    از عشق تو یبوفا نگارم
    شبها كس میمون میگذارم!
    ------------------------------------
    زمستان امدو فكر نمد كن ××× نمد را لوله كن كوس ننت كن
    ----------------------------------------
    تو که از جام شراب می میخوری

    کله کیر مرا کی میخوری
    --------------------------------
    اگر كون از در و دیوار بریزد
    به جان خودم كه كیرم بر نخیزد
    ***********************
    بشين برقله كيرم ودنياراتماشاكن

    اكر مردم توراديدن بزن كوزي و حاشا كن.
    ----------------------------------------------
    از اینجا تا به شیراز لاله كاشتم
    میون لاله ها كونت گذاشتم
    ----------------------------------------
    اگه تو شاعری من بچه شیرم
    عقب عقب نیا میخوری به كیرم
    .----------------------------------------
    در جوانی منت دختر نكش
    دست خود را حلقه كن بر قامت كیرت بكش
    -----------------------------------------------
    من فداى أب كوزت , مسل رود خانه نيل أست

    توهم فداى كيرم باش , مسل جراغ شب نور أست
    ***************************************

    ما جیگر گفتیم و عشق اغاز شد
    سینه مالیدیم و لنگش باز شد
    چون سرش بر درش بگذاشتیم
    ما فشار دادیم و راهش باز شد

    **********************

    جدال سعدی و دخترش با شاعران .
    حافظ : سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز @ اگرم مرد به تخم چپ حافظ
    سعدی : حافظ زمستان آمد و فکر نمد کن @ نمد را لوله کن کس ننت کن .
    جدال دخترسعدی با خواجه کرمانی :
    خواجه میاد در خونه سعدی ، دختر سعدی در باز میکنه خواجه بهش میگه : بابت بگو خواجه ز کرمان آمده ، دختر سعدی : بابا بیا بابا بیا ، خواجه ز کرمان آمده کرمان ز گه در آمده این گه ز کرمان آمده . سعدی میاد در خونه بچه بغلش بوده خواجه میگه : طفل را بده بوسه زنم @ کز جای خوبی آمده . سعدی کیرشو در میاره میکه : این را بگیر بوسه بزن @ دیشب ز آنجا آمده .
    جدال خواجه نصیرالدین طوسی با دختر سعدی :
    دخترسعدی رو پشت بوم نشسته خواجه نصیر میاد میگه : خواجه نصیرم نصیر @ آمده ام گرمسیر @ تا بزنم بر تو کیر @ دختر سعدی سلام
    دختر سعدی : دختر سعدی بنام @ آمده ام پشت بام @ چونت ب کیر بابا @ خواجه علیک السلام .
    خواجه الحق ک خواجه ایی @ زاده خرس ماده ایی @ از چهره ات معلومه @ از بچگی کون داده ایی .

    ************************************************** ****************

    " عبرت "
    از دست کس گرانی کیر می کند شکایت / گر عشق چاک کونی بشنو تو این حکایت
    یارانه ها هدفمند گشت اینجا کس گران است / میل کرده نرخ جنده تا سمت بی نهایت
    زیر دویست تومن نیست در لیست ما کس بیست / با این گرانی شاید فردا روم ولایت
    هر دختر ولایت مانند گوسپند است / چون هر دو پشم دارند ده تای پشم خایت
    چون روستا رسیدم جز کیر خر ندیدم / تا آن که ایزدم کرد کونی به من عنایت
    ابرو کمان و آبی چشمان دلربایش / زرینه موی و رویش زیبا بود به غایت
    گفتم به او عزیزم خواهی شوی کنیزم / تا با کیر تمیزم آیم در سرایت
    گفتا که از خدایم باشد که با تو باشم / ما را نمود آنگه تا منزلش هدایت
    پایین کشید چو شلوار پشم دیده شد دو خروار / گفتم که باید انگار با تیغ دهم صفایت
    کیرم به یک اشاره رفت توی کون پاره / فریاد زد آن بیچاره کسکش بکن رعایت
    گفتم به او که لاشی پیداست هستی ناشی / یا روی کیر می شاشی یا در میاد صدایت
    جانا چرا ندادی از کس به من بی کاندوم؟ / گفتا که می کند ایدز، کونی به من سرایت
    از کس حصار و پرده ، از کون فشار و درده / پستانت هم که زرده! پس من زنم کجایت؟
    آبم برون درآمد چون آبشار جوشان / گفتم چه جای آب است این سکس را بدایت؟
    هر چند آوردی آبم روی از کست نتابم / این شامگه نخوابم تا صبح دهم به گایت!
    گفتا چقدر کثیفی کون به این ردیفی / با کیر کله قیفی ، کردی ، نمیدی مایت؟
    گفتم گوگول مگولی بی کس دادن چه پولی؟ / گفتا کنم به قاضی از دست تو شکایت
    گفتم با این ضعیفی زور مرا حریفی؟ / گفتا برادرانم از من کنند حمایت
    گفتم به او به زاری راضی به پنج هزاری؟ / گفتا تو مایه داری من میکنم گدایت
    گفتم به او به کیرم! حتی اگر بمیرم / از مادرت بگیرم تاوان این جنایت!
    هرچند که خیلی پستی، تقدیم کنم دو دستی / گفتا که چون تو هستی ، سیصد تومن کفایت
    گفتم با قلب خسته پولم دویست و شصته / کیر رفت بهم تا دسته! کمتر نداد رضایت
    با این همه افاده ، سیصد تومن به باده / برگرد خونه پیاده ، این هم بود سزایت
    ای آنکه در جوانی ، دنبال کس روانی / از عابث روانی ، عبرت کن این روایت

    *************************************

    ای که کونت همچو بیتی از غزل من پی کون تو بودم از ازل

    ای نوای کون تو چون ساز نی داغ کونت من ببینم تا به کی
    ******************************************

    شنیدم که رستم فلان کاره بود ( جنگجو)

    فلان جای ایشان کمی پاره بود (آرنج)

    دو دستش همیشه فلان جاش بود (کمر)


    فلانش همیشه فلان جاش بود ( سپر به کمر)

    فلان چیز او تا نک پاش بود (شمشیر)

    چو راه فلانش همی تنگ شد (صبر)

    فلان با فلانش سر جنگ شد (عقل و احساس)

    چو رستم فلانش همی راست شد (عزم و اراده)

    فلان کردنش خوردن ماست شد (جنگ)

    ********************

    الا دختر که موی بوری داری/ز دختر بودنت منظور داری بیا تا جزوه ای از هم بگیریم/شنیدم مثل من کنکور داری ×××الا دختر که موهای تو بوره/گمونم روسریت از جنس توره خودت باربی تر از بالا بلندان/چرا داداشت انقدر لندهوره ×××الا دختر که استقلال داری/نظر گاهی پرنسیهال داری برای دیگران شهد و مربا/به ما چون میرسی تبخال داری *** الا دخترکه تیپت تیپ روزه/دو چشم روشنت گیتی فروزه ادت کردم ردم کردی چرا پس؟الهی هارد لپ تابت بسوزه ***الا دختر که دل پیشت اسیره/وصالت ارزوی این حقیره اگر چه خونه و ماشین ندارم/دوبیتی اما بی نظیره *** الا دختر که میک اپت غلیظه/ببینم ناخنت رو وای جه تیزه به چشم خواهری پشتم بخارون/محبت کن اگر دستت تمیزههیپنوتیزم

    ******************************

    ه كيرم گفتم تورا اي سربريده پوست

    كون سفيد يا كوس بىمويت آرزوست؟

    برخاست، مودب بروىخايه نشست وگفت:

    درويش هركجا كه شب آيد، همان سراىاوست !!!

    *******

    آن شيخ كه به مدرسه اقامت دارد

    گردهد پاسخ من، كرامت دارد!

    برخاستن كير زقدش پيداست

    برخاستن كون چه علامت دارد ؟!!!

  2. 8 کاربر زیر به خاطر این پست مفید از vaheid11 تشکر کرده اند

    1021554 (06-11-2014),farshad_fir (05-24-2014),halo-hul (02-05-2014),Homo Gay (05-24-2014),mahan_pishro (02-08-2014),shiraz.gay (11-16-2013),tahamtan (11-09-2013),محسن تنها (02-07-2014)

  3. #2
    عضو تازه کار
    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    نوشته ها
    7
    سپاس
    0
    0 بار در 0 پست تشکر شده
    damet garm kose sheraye khobi taf dadi eyval va sad afarin

  4. #3
    عضو تازه کار
    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    نوشته ها
    5
    سپاس
    3
    Thanked 1 Time in 1 Post
    عـــــــــــــــالی بود مرســــــــــــــــــی

  5. #4
    عضو تازه کار
    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    نوشته ها
    3
    سپاس
    26
    0 بار در 0 پست تشکر شده
    دمت قیژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژ ژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژ

  6. #5
    عضو تازه کار farshad_fir آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    نوشته ها
    13
    سپاس
    30
    Thanked 1 Time in 1 Post
    بابا دمت گرررررررررم
    پکوندی ما رو

  7. #6
    عضو عادی Homo Gay آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2014
    محل سکونت
    کلان شهر تهران
    نوشته ها
    86
    سپاس
    38
    28 بار در 18 پست تشکر شده
    اینا رو خودت گفتی یعنی ؟؟؟؟؟؟؟؟ روی هر چی کس شر گوئه سفید کردی !!!

  8. #7
    Banned
    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    محل سکونت
    hamdn
    نوشته ها
    93
    سپاس
    1
    56 بار در 19 پست تشکر شده
    باحال بود داداش

  9. #8
    عضو تازه کار
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    9
    سپاس
    0
    2 بار در 2 پست تشکر شده

  10. #9
    عضو کهنه کار satan33 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2014
    نوشته ها
    171
    سپاس
    142
    26 بار در 18 پست تشکر شده
    مرسی جیگری

  11. #10
    عضو عادی
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    نوشته ها
    32
    سپاس
    9
    10 بار در 6 پست تشکر شده
    ایوللللللللللللل

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی‌توانید تاپیک جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمی‌توانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمی‌توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •